وقتی الاغها وارد بازار سیاست می شوند!!!
این هم آخر و عاقبت ورود به سیاست!!!
نوشته شده توسط محمد مظفری در پنجشنبه سوم مرداد 1387 ساعت 8:27 موضوع | لینک ثابت
یک شاخه گل تقدیم به بهترین بابای دنیا
عکس ایلیا مظفری
نوشته شده توسط محمد مظفری در سه شنبه بیست و پنجم تیر 1387 ساعت 14:30 موضوع | لینک ثابت
عروسکها جان می گیرند
۲۰ مرداد تارخ شروع یکی از مهمترین جشنواره های نمایش عروسکی ایرانه
جشنواره بین المللی نمایش عروسکی تهران (مبارک)
در دوازدهمین جشنواره تئاتر مبارک در بخش خیا بونی ۹ گروه پذیرفته شدند
که نمایش ماه وغلوزنگی که نوشته و کار منه هم حضور داره
این نمایش برگرفته از آیینهای بومی منطقه است
و البته مثل همیشه کار گروه تئاتر ایلیا
نوشته شده توسط محمد مظفری در سه شنبه بیست و پنجم تیر 1387 ساعت 8:43 موضوع | لینک ثابت
گروه تئاتر ایلیا فعالترین گروه نمایشی استان بوشهر
یکی دو هفته پیش گروه تئاتر ایلیا طبق سنت هرساله اش که از اعضایش در یک روز خاص تقدیرمی کند برنامه ای را اجرا نمود که طی آن از ۵۶ نفر از هنرمندان گروه تقدیر شد
این ۵۶ نفر در سال گذشته بیش ۹ نمایش را در جشنواره های مختلف استانی و کشوری به اجرا در آورده اند که دهمین چشنواره بین المللی تئاتر دانشگاهی ایران- یازدهمین جشنواره بین المللی تئاتر عروسکی دانشجوئی-شرکت در همایش تئاتر استان فارس در شهرستان لار -جشنواره تئاتر بانوان - جشنواره تئاتر کوتاه گناوه - جشنواره تئاتر دشتستان و......از آن جمله بوده اند
در روز برگزاری مراسم که در تالار هنر بندر گناوه برگزار شد فرماندار گناوه -معاون سیاسی فرماندار - معاون فرهنگی مدیر کل ارشاد استان بوشهر ودیگر مسئولین محلی شهرستان وهنرمندان شهرستان گناوه حضور داشتند
دراین جلسه من ومعاون مدیرکل صحبت کردیم دو تیزر وکلیپ از عملکرد گروه پخش شد یکی از بچه ها یک قطعه نمایشی اجرا کرد وهنرمندان ودوستان ما در گروه چند قطعه موسیقی اجرا نمودند
این دومین سال است که گروه تئاتر ایلیا از بندر گناوه فعالترین گروه تئاتر استان می شود
نوشته شده توسط محمد مظفری در چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1387 ساعت 8:23 موضوع | لینک ثابت
گاوبندی دیروز پارسیان امروز
هفته گذشته به اتفاق خانواده برای دیدن یکی از دوستان به شهرستان پارسیان رفته بودیم
بد ندیدم از گشت وگذار چند روزه در این شهرستان برایتان بنویسم .
یک قلعه قدیمی در پارسیان


پوشش سنتی زنان در شهرستان پارسیان
چند عکس از اماکن تاریخی و مناظر طبیعی در روستای بهده در شهرستان پارسیان
نوشته شده توسط محمد مظفری در سه شنبه بیست و یکم خرداد 1387 ساعت 10:7 موضوع | لینک ثابت
جشنواره طنزوک
سال گذشته در جریان برگزاری جشنواره تئاتر ماه که آذر ماه در تهران برگزا شد فرصتی شد تا به
همراه دوست عزیزو هنرمندم غلامرضا احمدی در اختتامیه جشنواره طنز حوزه هنری که در تالار اندیشه
حوزه هنری برگزار می شد شرکت کنیم .
بعد از پایان جلسه اختتامیه با صحبتهائی که با آقای احمدی داشتیم قرار گذاشتیم بعد از برگشت به
بوشهر بحث راه اندازی دفتر طنز حوزه هنری بوشهر را پیگیری کنیم .
حضور در دفتر رئیس حوزه هنری بوشهر به اتفاق غلامرضا احمدی که خودش کارمند حوزه هنری
بوشهر است وبعد هم اضافه شدن دوستان عزیزی مثل مهدی جهانبخشان -فرشید تربیت و
شاهین بهرام نژاد راه اندازی دفتر طنز را تسریع بخشید .
در پی جلسات متعدد با دوستان تصمیم بر این شد که برگزاری اولین جشنواره طنز نوشتاری با نام
طنزوک در بین علاقمندان اولین فعایت دفتر باشد...و.
فراخوان ...ارسال آثار ..حدودا ۱۰۰ اثر در زمینه شعر.. داستان .. نمایشنامه ...واگویه و فیلمنامه
و ...... ۶ خرداد اختتامیه ....
دعوت از مرتضا احمدی از پیش کسوتان پیش پرده خوانی وبازیگر فیلمهای طنز سینمائی و تلویزیونی
وآقای علومی نویسنده وطنز پرداز مطبوعات کشور
ونهایت انتخاب ۱۲ نفر به عنوان نویسنده آثار برگزیده طنز نوشتاری

عکس از وبلاگ عکاسان خلیج
نوشته شده توسط محمد مظفری در شنبه یازدهم خرداد 1387 ساعت 10:42 موضوع هنری | لینک ثابت
هفته گذشته با دفاع از پایان نامه ام در حضور اساتید ودانشجویان رشته مدیریت امور فرهنگی
وهنری دانشگاه آزاد اسلامی بوشهر موفق به اخذ دومین مدرک دانشگاهیم شدم
مدرک امور گمرکی را سال ۸۱ از همین دانشگاه آزاد بوشهر اخذ کردم ودر سال ۱۳۸۳ با توجه به
علاقه ای که به مدیرت فرهنگی داشتم در آزمون دانشگاه آزاد شرکت نموده ودر ۷ ترم تحصیلی موفق به
اخذ مدرک لیسانس مدیریت امور فرهنگی و هنری شدم.
موضوع پایان نامه ام بررسی شیوه های مرسوم سوگواری در بندر گناوه بود که با در جه بسیار خوب
ونمره ۱۸ مورد قبول اساتید قرار گرفت
جا دارد در اینجا از تمامی اساتیدم در دانشگاه از جمله دکتر عا شوری نژاد-دکتر حیدری -دکتر بصری
دکتر آتشی -دکتر لیراوی- دکتر جولائی -دکتر شهبازی -استاد ابروان -ودیگر اساتید عزیزم تشکر کنم
این هم عکس یادگاری جلسه دفاع با اساتید وتعدادی از دانشجویان
نوشته شده توسط محمد مظفری در شنبه هفتم اردیبهشت 1387 ساعت 12:36 موضوع | لینک ثابت
نتایج بازخوانی متون دوازدهمین جشنواره بینالمللی نمایش عروسکی تهران-مبارک اعلام شد.
به گزارش سایت ایران تئاتر، آثار پذیرفته شده از تهران در بخش صحنهای 35 اثر، آثار پذیرفته شده شهرستانی 21 اثر وآثار میدانی پذیرفته شده در تهران و شهرستانها جمعا 16 اثر اعلام شده است.
آثار میدانی پذیرفته شده تهران و شهرستانهاعبارت است از:
نمایش "به کسی نگیا" نوشته و کارگردانی امیر سلطاناحمدی و هدیه هاشمی از تهران، نمایش "پرهای جادویی" نوشته آزاده کرمانی و کارگردانی اسماعیل صرامی، نمایش "پس گردنی" نوشته و کارگردانی سمیرا یزدانپژوه از تهران و کرج، نمایش "تکم" نوشته و کارگردانی مهدی صالحیار از مرند، نمایش "دف و دار" نوشته و کارگردانی محسن پورقاسمی از همدان، نمایش "عروس باران" نوشته و کارگردانی رجبعلی فلاح از قائمشهر، نمایش "کلاغپر" نوشته و کارگردانی مژگان بنانخورشید از تهران، نمایش "کوچولوی بدقول" نوشته و کارگردانی سعید باغبانی از همدان، نمایش "کی زرافه منو میخره؟" نوشته و کارگردانی حمیدرضا مرادی از تهران، نمایش "مامان مبارک کیه؟" نوشته و کارگردانی سعید باغبانی و سعید پورشعبانیان از همدان، نمایش "مبارک کجاست؟" نوشته و کارگردانی مریم شوقی از تهران، نمایش "ماه و دیو زنگی" نوشته و کارگردانی محمد مظفری از بوشهر، نمایش "ناقالدی" نوشته و کارگردانی محسن پورقاسمی از همدان، نمایش "نوای بخشی" نوشته و کارگردانی مهدی آبشناسان از گنبدکاووس، نمایش "هفت رزم" نوشته و کارگردانی رضا براتزاده از بجنورد و نمایش "هفت شهر عشق" کار گروهی و کارگردانی محبوبه کریمی از اصفهان.
منبع :سایت خبری اداره فرهنگ وارشاد اسلامی گناوه
نوشته شده توسط محمد مظفری در یکشنبه یکم اردیبهشت 1387 ساعت 8:11 موضوع هنری | لینک ثابت
|
حمايت از تئاتر ديني از شعار تا واقعيت | |
![]()
محرم و صفر كه مي رسد شور حسين به سرت مي زند، همه كار مي كني براي حسين ، مسجد، تكيه، سينه زني، نذري و… ولي باز هم انگار هيچ كار نكرده اي اين ها ارضايت نمي كند. دوست داري متفاوت باشي، بايد رسالت هنر را پياده كني، تئاتر متعهد، عشقت تئاتر است
، هنر مردمي ، نذر مي كني تا تئاتررا تكيه كني با حضور مردم براي بزرگداشت
عزاي حسين، بچه ها جمع مي شوند با هم يا علي مي گويند، كار حسين زمان و مكان
نمي شناسد، بزرگ و كوچك نمي شناسد 40 نفر شايد، شب و روز تمرين مي كنيم
براي ساختن تئاتر در سوگ حسين، براي بردن منبر به روي صحنه، براي دل هاي عشاق
تا ثابت كنيم تئاتر فراتر از منبر است، لباس ، نور، دكور، هزينه بايد پشتوانه اي باشد. شب هاي اول محرم بر صفحه تلويزيون وزير، معاون و ...وعده مي دهند كه تئاتر
عاشورايي امسال تنهانیست، ميليارد ها ريال براي تئاتر ديني اختصاص داده ايم.و....
خوشحال و امیدوار مي رويم سراغ متولي تئاتر، خبری نیست ِاعتباري ندارند و مي داني كه دروغ نمي گويند از اعتبارعاشوراييان چيزي دست آن ها نيست و شايد
اختياري ندارند، نااميد نمي شويم، نبايد كم بياوريم، فرماندار، بخشدار ، رييس ، وكيل همه
و همه را می بینیم ولی فایده ای ندارد بين شعارهايشان تا عملشان زمين تا آسمان
فاصله است. چيزي دستگيرمان نمي شود. بعضي ها جواب سلاممان را هم نمي دهند. خودمان دست به كار مي شويم، دست ها در جيب، همت عالي، همه مان بچه ها هئيتي هستيم
. وعاشق حتي كوچكترها هم پول توجيبي مدرسه شان را براي بزرگداشت عزاي حسين نذر
مي كنند. دكور، نور ، لباس و..با همت خود بچه ها تا حدودي مهيا می شود ،
فرصت يك ماهه داریم تا نمایش را اجرا کنیم همه اين مشكلات لحظه اي در نيتمان
خللي وارد نمي كند ما قراردادمان با خود صاحب عزاست نه با مركز ... روزي سر
تمرين عاشقي مي آيد، تمرين را مي بيند، منقلب مي شود دست در جيب مي كند چند
اسكناس نذر مولايم است چه كسي بهتر از شما. بيش از اين ندارم. نمي دانيم چه كار كنيم اشك در چشمانمان حلقه مي زند. چند شب بعد متولي هنر بر
صفحه تلويزيون دوباره حاضر مي شود. از تئاتر ديني مي گويد و اعتباري كه براي
آن گذاشته اند، او مي گويد اولويت ما در شهرستان هاست! او مي گويد ميليون ها
تومان براي تئاتر عاشورايي اختصاص داده ايم ولي باز متوليان هنر استان دستشان
خالي است مي خواهند كمك كنند، قول مي دهند، حمايت معنویشان هم به ما قوت قلب
مي دهد. روزموعود فرا مي رسد ، بدون اين كه تراكت، پوستر، بنر يا پلاكارد هاي
هفت رنگ درشهر بزنيم و بيلبوردهاي چندين متري را كرايه كنيم سالن اجرا مالامال
از انسان هاي عاشق مي شود. يك شب بياد ماندني ، و شب هاي بعد ، همه شب. اين جا صحنه تئاتراست مكاني فراتر از منبر، مجلس عزاي حسين ، اين جا درس انسانيت
مي دهند . نرفتن زير بار ظلم، اين جا عاشقان براي مظلوميت حسين ضجه مي زنند، ناله مي كنند و
اشك مي ريزند. در پايان نمايش عاشقان حسين با چشم هاي سرخ دستانمان را مي فشارند، دعايمان مي كنند،
نذرتان قبول خستگي از تنهايمان بيرون مي رود. خدايمان را شكر مي كنيم. چند روز
بعد قرار مي شود در بوشهربه اجرا برويم. سالن اصلي در گير است، يك سالن ديگر
مانده آن هم متوليش يك سازمان فرهنگي و هنري است و البته مذهبي، سازمان تبليغات،
قبول نمي كنند، زير بار نمي روند، مي گويند نمي گذاريم تئاتر اجرا شود حتي تئاتر ديني!
آن شب باز متولي بر صفحه تلويزيون ظاهر مي شود و آمار مي دهد. ما به تئاتر ديني كمك كرده ايم! خبر مي دهند در جشنواره تئاتر ديني بايد شركت كنيم بعضي ها مخالفند. مي گويند كار ما
كار دل است نذر است، عشق است، رسالت است، ما را چه كار به جشنواره،
كوچكترها دوست دارند شركت كنند شايد سفري دو سه روزه و شركت در جشنواره
خستگي اين چند ماه را از تنشان بيرون كند . داوران مي آيند بازبيني مي كنند مي پسندند،
كار شما انتخاب شده است. كوچكترها خوشحال مي شوند بعضي از بزرگترها هنوز مخالفند، بچه ها خودشان را
مهياي شركت در جشنواره مي كنند. چند روز بعد به ما مي گويند، شما تعدادتان زياد است فقط 10 نفر مي توانيد در جشنواره شركت كنيد! درغير اين صورت از جشنواره
حذف مي شويد! بچه هاي كوچكتر انگار آوار روي سرشان خراب شده است.
بحث كردن هيچ دردي را دوا نمي كند. انگار نه انگار تئاتر ديني است بچه ها ناراحت
مي شوند. مي گويند حرمت ها حفظ نمي شود. مروري مي كنم بر اين چند ماه كه با
چه مشقتي نمايش ديني مان را به سرانجام رسانديم، چند شب بعد دوباره متولي هنر در
ساعت پر ببينده تلويزيون بر صفحه ي تلويزيون حاضر مي شود و آمار مي دهد ما ميليون
ها تومان به تئاتر عاشورايي كمك كرديم، دلم مي گيرد. تئاتر ديني مظلوم است، بچه هاي شهرستان مظلوم هستند كي به شعار ها عمل مي شود!؟
منبع: نسیم جنوب |
نوشته شده توسط محمد مظفری در دوشنبه پنجم فروردین 1387 ساعت 9:53 موضوع هنری | لینک ثابت
درباره وبلاگ

هنر آن است که بمیری قبل از اینکه بمیرانندت مبدا ومنشا معاد آنانند که چنین مرده اند.(سید شهیدان اهل قلم سید مرتضی آوینی)
فهرست اصلی
آرشیو موضوعی
دوستان
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY